سحر خوانی

لغت نامه دهخدا

سحرخوانی. [ س َ ح َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل سحرخوان.

فرهنگ فارسی

سحر خوان

جمله سازی با سحر خوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غریو کوس سلطانی درآمد مؤذن در سحر خوانی برآمد

💡 چو شرح نامه بپایان رسید، صبح دمید؛ فشاند مرغ سحر بال، در سحر خوانی