لغت نامه دهخدا
سبعیات. [ س َ عی یا ] ( اِخ ) در شعر زیر منظور سبعه معلقه است:
این قصیده ز جمع سبعیات
ثامنه ست از غرائب اشعار
ازدر کعبه گر درآویزند
کعبه بر من فشاندی اشعار.؟رجوع به سبعه معلقات و اصحاب سبعه معلقات شود.
سبعیات. [ س َ عی یا ] ( اِخ ) در شعر زیر منظور سبعه معلقه است:
این قصیده ز جمع سبعیات
ثامنه ست از غرائب اشعار
ازدر کعبه گر درآویزند
کعبه بر من فشاندی اشعار.؟رجوع به سبعه معلقات و اصحاب سبعه معلقات شود.
در بیت زیر منظور سبعه معلقه است این قصیده زجمع سبعیات ثامنه است از غرائب اشعار از در کعبه گر در آویزند کعبه بر من فشاندی اشعار
💡 اگر ز کعبه بیاویختند سبعیات فرشته شعر من از عرش می درآویزد