زود کار

لغت نامه دهخدا

زودکار. ( ص مرکب ) سریعالعمل. که زود اثر کند: هر گاه که دو دارو بهم آمیخته شود و یک دارو زودکارتر باشد و دیگری آهسته تر... ممکن باشد که اتفاق افتد که داروی زودکار از کار فارغ شود و دیگری هنوز در کار نیامده باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

سریع العمل که زود اثر کند

جمله سازی با زود کار

💡 نا امیدی حاصل کشت امید ما بس است زود کار دانه عاشق به خرمن می کشد

💡 نما زود کاری به قانون خویش بکن کار از وعده خویش پیش

💡 بنگر سَرِ کار و زود کار از سر گیر پس کار و سر اندر سَرِ کار او کن

💡 چشم از آن غمزه اگر دوش نمی‌بستم زود کار می‌ساخت به یک عشوه ممتاز مرا