زلیلی

لغت نامه دهخدا

زلیلی. [ زِل ْ لی لا ] ( ع مص ) از مصدر زل، لغزیدن پای در گل یا در سخن و خطا کردن. ( منتهی الارب ). زل و زلا و زلیلاء و زلیلی. رجوع به زل شود. ( ناظم الاطباء ). در زلل گذشت. ( آنندراج ). رجوع به زل، زلل و ماده قبل شود.
زلیلی. [ زِل ْ لی لا ] ( ع اِ ) زلل. ( منتهی الارب ). رجوع به زلل در همین لغت نامه شود.

جمله سازی با زلیلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زلیلی حسن کس افزون ندارد خبر زین جلوه جز مجنون ندارد

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز