روز بار

لغت نامه دهخدا

روز بار. [ زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که پادشاهان دیوان کنند و بار عام دهند:
علی عالی اعلا که چوب حاجب او
سر ینال و تکین را بروز بار شکست.سنایی ( از آنندراج ).روز بار تو سود کرد جهان
تا جهان است روز بار تو باد.؟

فرهنگ فارسی

روزی که پادشاهان دیوان کنند و بار عام دهند.

جمله سازی با روز بار

💡 خری شد پیشکار تو که در وی نیست یک جو دین دل خلقی ازو تنگست اندر روز بار تو

💡 1- نقل شده از: زنى دختر خود را بعد مرگ در خواب ديد كه به عذاب شديد گرفتار است. وقتى بيدار شد شروع به گريه كرد و از خدا مى خواست كه عذاب را از او بر طرفگرداند. بعد از يك شبانه روز بار ديگر او را به خواب ديد كهخوشحال و مسرور است و در باغ هاى بهشت به سر مى برد.

💡 به روز بار او بینند در یک شخص عالم را جهانی منتظر مانده که روز بار کی باشد

💡 سیل اشکم چون خیالش دید در دل جا گرفت روز باران کس نخواهد کز پناهی بگذرد

💡 5 - وفد فزاره: پس از غزوه تبوك، ده مرد از (بنى فزاره ) از جمله: (خارجة بنحصن ) نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و اسلام آوردند و چون به خشكسالى وقحطى گرفتار آمده بودند، رسول خدا براى ايشان دعا كرد و شش روز باران آمد.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز