رجراج

لغت نامه دهخدا

رجراج. [ رَ ] ( ع ص ) جنبان و لرزان از هر چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). لرزان. ( دهار ): ردف رجراج؛ سرین لرزان هنگام راه رفتن. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) پالوده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فالوده. فالودج. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || داروییست. ( از اقرب الموارد ). || در اصطلاح کیمیاگران، سیماب. لجلاج. جیوه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به سیماب شود. || مردم فرومایه.( دهار ). فرومایگان که عقل ندارند. ( از متن اللغة ).

جمله سازی با رجراج

💡 زانسان که طپد نقره به کان از تف تیغت در بوته بر آتش نتپد زیبق رجراج

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز