لغت نامه دهخدا
دوراندیشی. [ اَ ] ( حامص مرکب )صفت و حالت دوراندیش. مآل اندیشی. بینش صحیح آینده. آینده نگری. عاقبت اندیشی. ( یادداشت مؤلف ). عاقبت اندیشی و بصیرت و دوربینی و اطلاع. || ملاحظه عاقبت کار. ( ناظم الاطباء ). مآل اندیشی. عاقبت اندیشی.
دوراندیشی. [ اَ ] ( حامص مرکب )صفت و حالت دوراندیش. مآل اندیشی. بینش صحیح آینده. آینده نگری. عاقبت اندیشی. ( یادداشت مؤلف ). عاقبت اندیشی و بصیرت و دوربینی و اطلاع. || ملاحظه عاقبت کار. ( ناظم الاطباء ). مآل اندیشی. عاقبت اندیشی.
صفت و حالت دور اندیش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقلگو خون شو به دور اندیشی رد و قبول در حضورآباد استغنا برو، یا باش نیست
💡 منابع تاریخی نشان میدهد مجوز تأسیس اولین مدرسه خارجی توسط دولتهای اروپایی و میسیونرها برای تأسیس ادب امروزی چهل سال قبلتر برایشان صادر و ارسال شده بود و تأسیس این مدارس مرهون دور اندیشی امیرکبیر بود که بعد از سفر به روسیه و بازدید از سیستم نوین آموزشی، او را به فکر تأسیس و احداث دانشکده و مدرسه و کالج انداخت.البته انجمن کلیسا در سال ۱۷۹۹ بنیانگذاری و کشورهای مختلف را برای اقدامات بشردوستانه و نوین هدف گذاری و چند فرد را نیز برای شناخت بیشتر نیازها روانه این کشورها کرده بودند.