لغت نامه دهخدا
ده اسماعیل. [ دِه ْ اِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 5هزارگزی جنوب ده دوست محمد. آب آن از رودخانه هیرمند است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده اسماعیل. [ دِه ْ اِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 5هزارگزی جنوب ده دوست محمد. آب آن از رودخانه هیرمند است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده اسماعیل، روستایی در دهستان چاهدگال بخش نگین کویر شهرستان فهرج در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۳۶ نفر ( ۴۵ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محل اقامت امروزی راهدارها در ده راهدار (رهدار) پشت آب است. آنان معتقدند که راهداریهای ده اسماعیل قنبر فقط با آنان رشتهٔ مواصلتی دارند
💡 محل سکونت فعلی این طایفه در ده اسماعیل قنبر، ده درویش علی و ده ملا علی، ده جعفر و ده کرمی از منطقه شیب آب زابل و ده راهدار از منطقه پشت آب زابل و شهرستان زابل، شهرستان سرخس و استان تهران، گلستان و هرمزگان (بشاگرد) و خوزستان و شهر تهران است. البته آنچه آورده شده بیشتر مربوط به طایفه راهدار است ومحل سکونت فعلی طایفه رهدار یا راهداری در سیستان بیشتر در منطقه شیب آب است و جمعیت رهدارها در شیب آب بسیار بیشتر از پشت آب است.