دست یافت

لغت نامه دهخدا

دست یافت. [ دَ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) فتح و ظفر و غلبه. ( ناظم الاطباء ). || فرصت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دست یافتن شود. || ( ن مف مرکب ) دست یافته. مقهور. مغلوب: این صورت سمج و جسم خبیث کهتر که دست یافت عناصر نیم کار گردون است از کثرت آفات... اکرام را ابرام نمی نماید. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 243 ).

فرهنگ فارسی

فتح و ظفر و غلبه. یا فرصت

جمله سازی با دست یافت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسن شهر آشوب (تو) چون بر ولایت دست یافت سروران ملک را در پا رود دستارها

💡 گر رنج تن برین دل من دست یافت باش ور درد دل برین تن من خیره شد چه غم

💡 در دوران پس از انقلاب تیم ملی با مربیگری مینا فتحی در مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی در سال‌های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۳ در تهران شرکت کرد که در سال ۱۳۷۳ به مقام سومی دست یافت.

💡 نادری در سپتامبر ۱۹۷۹ به عنوان مهندس سیستم‌های ارتباطی در آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا آغاز به کار کرد و در طی سه دهه فعالیت حرفه‌ای، به جایگاه‌های مدیریتی و اجرایی بالاتر دست یافت.

💡 کسی به قربت تو دست یافت چون خسرو که روی سوی تو و پشت بر جهان آورد

💡 ریکاردو اولین مقاله اقتصادی خود را ده سال پس از خواندن کتاب آدام اسمیت نوشت و سرانجام، در قرن ۱۹ هجری به موجب نظریه جنجال شمش که در مورد تورم بود، در انگلیس به شهرت جهانی دست یافت.