دامنکش

واژه «دامن‌کش» در زبان و ادبیات فارسی صفتی مرکب است که در اصل به کسی گفته می‌شود که دامن جامه یا لباس بلند خود را بر زمین می‌کشد و در حال حرکت، لبه لباس او بر خاک و زمین امتداد می‌یابد. این واژه از ترکیب «دامن» به معنای بخش پایین لباس و «کش» از ریشه «کشیدن» ساخته شده و در ظاهر، تصویری از راه رفتن آرام و کشیده با جامه‌ای بلند و فاخر را در ذهن ایجاد می‌کند. در ادبیات کهن فارسی، «دامن‌کش» بیشتر برای توصیف معشوق، زنان زیبارو، شاهزادگان یا افرادی با وقار و شکوه ظاهری به‌کار رفته است و شاعران از آن برای آفرینش تصویرهای لطیف و خیال‌انگیز بهره گرفته‌اند. این واژه به‌صورت مجازی و استعاری نیز معنای گسترده‌تری پیدا کرده و به فردی اشاره دارد که با ناز، غرور، خرامیدن و حالت متکبرانه یا دلربا راه می‌رود. هنگامی که در شعر گفته می‌شود «یار دامن‌کش آمد»، مقصود تنها کشیده شدن لباس بر زمین نیست، بلکه نوعی رفتار آمیخته با زیبایی، وقار، عشوه و جذابیت نیز در آن نهفته است. شکل جمع این واژه «دامن‌کشان» است که در آثار شاعرانی چون سعدی، نظامی گنجوی و دیگر شاعران کلاسیک فارسی فراوان دیده می‌شود و اغلب برای توصیف حرکت آرام و دلنشین معشوقان یا کاروان‌ها به‌کار رفته است. در برخی متون عرفانی نیز «دامن‌کش» می‌تواند کنایه از کسی باشد که با بی‌اعتنایی و وقار از میان مردم عبور می‌کند و توجه دیگران را به خود جلب می‌سازد. این واژه علاوه بر معنای ظاهری، بار ادبی و تصویری بسیار قوی دارد و به همین دلیل در شعر فارسی از واژه‌های خوش‌آهنگ و خیال‌برانگیز به‌شمار می‌آید. از نظر ساختار زبانی نیز نمونه‌ای از صفت‌های مرکب فارسی است که هم معنای حقیقی و هم معنای استعاری را به‌صورت هم‌زمان در خود جای داده است.

لغت نامه دهخدا

دامنکش. [ م َ ک َ ] ( نف مرکب ) که دامن کشد. که دنباله دامن بر روی زمین فروهلد و براه رود. || مجازاً معنی خرامنده و بناز رونده دارد. ج، دامنکشان.

جمله سازی با دامنکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سراپا ناز من، از تربتم دامنکشان مگذر مبادا غافل از خاکم، برآرد آرزو دستی

💡 گل سوی او خواست شد دامنکشان گفتش صبا دامن تر بردن آنجا برنتابد بیش ازین

💡 چو برق امروز اگر چه تندرو باشد ولی فردا ز پیشم بگذرد دامنکشان آهسته آهسته

💡 در گلشنی که گلها دامنکشان گذشتند بلبل ز ساده لوحی در فکر آشیان است