دارجه
لغت نامه دهخدا
دارجه. [ ج َ ] ( اِخ ) نام رودخانه ای است. بنا بمندرجات بندهشن ( در فصل 20 فقره 32 ) رود دارجه در ایران ویج است... که خان ومان و پدر زردشت در کنار آن بود و زردشت در آنجا زاییده شد... نظر به اینکه در سنت که متکی بدلایل لغوی هم میباشد زرتشت از آذربایجان بوده باید دارجه را که در جوار آن پوروشسپ پدر زردشت منزل داشته یکی از رودهای آن سامان بدانیم...». ( پورداود یسنا ج 1 ص 49 ).
جمله سازی با دارجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توکاس، روستایی از توابع بخش رحیمآباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است. این روستا با روستاهای دارجه، پی آغوزین، شفیعآباد، مؤمن زمین و منطقه دامداری لی خوانی یا همان له خانی همسایه بوده و در ۶۰ کیلومتری بخش رحیم آباد و ۷۵ کیلومتری جنوب غربی شهرستان رودسر واقع شدهاست.
💡 تونسی، عربی تونسی یا دارجه گویشی از زبان عربی است که از سوی یازده میلیون تن از کرانهنشینان تونس مورد استفاده است. این گویش به عربی الجزایری شرقی و عربی لیبیایی غربی بسیار نزدیکی دارد و در کنار آنها یک زنجیره گویشی را در طول شمال آفریقا ایجاد میکند.