لغت نامه دهخدا
خمانی. [ خ َ ] ( اِخ ) دختر بهمن پادشاه ساسانی. رجوع به فارسنامه ابن البلخی شود.
خمانی. [ خ َ ] ( اِخ ) دختر بهمن پادشاه ساسانی. رجوع به فارسنامه ابن البلخی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همین کتاب، طبری واقعهای را نقل میکند که مشخص میسازد سالها قبل از تأسیس شهر دارابگرد این ناحیه، مکانی آبادان بوده و سابقه تمدن داشتهاست. طبری مینویسد: وقتی خمانی (همای) سپاه به جنگ روم فرستاد و اسرای بسیار برای وی آوردند بگفت تا بنایان رومی که در آن میان بودند در هر گوشه از حوزه استخر (پارس) بنایی بلند و شگفتآور به سبک روم بسازند. یکی از بناها در شهر استخر بود دیگری در راه دارابگرد در یک فرسخی شهر و… (تاریخ طبری جلد ۲ ص۴۸۶).
💡 ابن بلخی نیز در شرح حال خمانی (همای) دختر بهمن که مدت پادشاهی او را سی سال ذکر کرده نوشتهاست: نسب او و حال او یاد کرده آمد و به روایتی این چنین است کی این خمانی مانند لقبی است، اما نام او «شهر آزاد» بودهاست. (فارسنامه ابن بلخی ص ۱۵)