خشک گشتن

لغت نامه دهخدا

خشک گشتن. [ خ ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بی حرکت ماندن چنانکه در فالج یا در مرگ. ( یادداشت بخط مؤلف ):
دم سگ بینی ابا تیفوز سگ
خشک گشته کش نجنبد هیچ رگ.رودکی ( از صحاح الفرس ).

جمله سازی با خشک گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاخ خشک از قربت آن آفتاب غیر زوتر خشک گشتن گو بیاب

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
قپق اندازی یعنی چه؟
قپق اندازی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز