جراشه

لغت نامه دهخدا

( جراشة ) جراشة. [ ج ُ ش َ ] ( ع اِ ) درشتی که بیفتد از چیزی که آنرا بکوبند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آن چیز درشتی که از چیزی بهنگام کوبیدن بیفتد. درشتی آنچه بیفتد. ( از اقرب الموارد ). درشتی آنچه بیفتد از چیزی که آن را بکوبند بعد از بیختن. و در تداول فارسی نخاله گویند. ( یادداشت مؤلف ). || مشاطه یعنی چیزی که از سر بهنگام شانه کردن بیفتد. ( اساس و لسان از ذیل اقرب الموارد ).

جمله سازی با جراشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جراشه به عربی ( الَجراشَة )، روستایی است در دهستان مُسْتبا از توابع استان حَجّه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.

💡 در (151) اسدالغابه (152) ذيل احوال تميم بن جراشه ثقفى داستانى از اونقل مى كند كه به صراحت مى فهماند پيغمبر اكرم حتى در دوره رسالت نه مى خوانده ونه مى نوشته است.

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز