جای در

لغت نامه دهخدا

جایدر. [ دَ ] ( اِخ ) محلی است در لرستان. ( مرآت البلدان ج 4 ص 135 ). دهی است از دهستان بالا گریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد. در 15 هزارگزی جنوب ملاوی و 17 هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به اندیشمک واقع شده و محلی جلگه و گرمسیرو مالاریائی است که 200 تن سکنه دارد مذهب آنان شیعه و زبان لری فارسی است. آب آن از رودخانه کشکان و محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن اتومبیل رو و ساکنین آن از طایفه جودکی و در کپر سکونت دارند بنای بقعه سید نعمت اﷲ جزایری ازآثار قدیم آنجا است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با جای در

💡 هر که را رخت نمازی نبود از نم می جای در حلقه رندان قدح نوش مباد

💡 رشک می‌آید مرا از جامه بر اندام تو با تو ای گل جای در یک پیرهن باید مرا

💡 نی ره مرا در خانه ای نی جای در کاشانه ای هر لحظه چون دیوانه ای گردم به صحرای دگر

💡 اعتقاد مردم بر این است که این کتاب به زبان یونانی نوشته شده است، اما سبک و الگوی شعر آن مشابه زبان عبری است و همچنین اگرچه به نام نویسنده در هیچ جای در متن اشاره نشده، به‌طور سنتی اعتقاد بر این می‌باشد که این کتاب یکی از آثار سلیمان است.

💡 ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسرو که نیست خوش تر از این جای در همه آفاق