ثنا کردن

لغت نامه دهخدا

ثنا کردن. [ ث َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اثناء، تثنیه. حمد و ستایش کردن:
ثنا میکنم ایزد پاک را
ثریاده طارم تاک را.ظهوری.

جمله سازی با ثنا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یحیی بن معاذ گوید عارف از دنیا بیرون شود و از دو چیز مراد وی حاصل نشده باشد از گریستن بر خویشتن و از ثنا کردن بر خدای عَزَّوَجَلَّ.

💡 چون منی کی می توان مدح و ثنا کردن شهی را کش خدا مدّاح و قرآن مدح و راوی شد پیمبر

💡 بلنداختر شهنشاهی که درگاه جلالش را گهی باید دعا گفتن، گهی باید ثنا کردن

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز