لغت نامه دهخدا
تلاب. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) تالاب و حوض و آب بیرون ریخته شده. ( ناظم الاطباء ).
تلاب. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) تالاب و حوض و آب بیرون ریخته شده. ( ناظم الاطباء ).
= تالاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکانهای تفریحی این روستا کافر قلعه، باغ شاه، توت باغ، تلابون و راهروی ورودی روستا است که دارای درختانی سر سبز میباشد.