لغت نامه دهخدا
تخیط. [ ت َ خ َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) آمیختن سپیدی موی با سیاهی، یا مانند خیوط گشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آمیختن سپیدی موی با سیاهی. ( آنندراج ). پدید شدن موی سپید در سر همچون خیط. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
تخیط. [ ت َ خ َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) آمیختن سپیدی موی با سیاهی، یا مانند خیوط گشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آمیختن سپیدی موی با سیاهی. ( آنندراج ). پدید شدن موی سپید در سر همچون خیط. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخیط علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بندر ماهشهر در استان خوزستان ایران است.
💡 تخیط سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بندر ماهشهر در استان خوزستان ایران است.