بیری

لغت نامه دهخدا

بیری. ( اِ ) فرش و گستردنی. ( از برهان ). فرش وگستردنی و رختخواب. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بستر. فراش. فرش و مسند و هر چیز گستردنی. ( ناظم الاطباء ).
بیری. [ ری ی ] ( اِخ ) نام جد ابوبکر احمدبن عبداﷲبن ابی الفضل بن سهل بن بیر واسطی که بصورت نسبت آمده. ( از انساب سمعانی ).
بیری. [ ری ی ] ( ص نسبی ) منسوبست به بیرة، شهری از بلاد مغرب. ( از انساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرش گستردنی.
منسوبست به بیره شهری از بلاد مغرب.

فرهنگ اسم ها

اسم: بیری (دختر) (کردی)
معنی: زنی که شیر می دوشد ( نگارش کردی

دانشنامه عمومی

بیری (مجارستان). بیری ( به مجاری: Biri ) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در ناحیه نادی کالو واقع شده است. بیری ۲۲٫۵۹ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۴۰۷ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با بیری

💡 این روستا در دهستان بیرون‌بشم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده‌است. مردم بیری از قومیت طبری هستند. مردم بیری به زبان طبری با گویش چالوسی سخن می‌گویند.

💡 تپه بیری قلعه در شهرستان بانه، بخش مرکزی، دهستان شوی، روستای بنه خوی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۱۶۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بیری در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ مصاحبه‌ای با شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی داشت و در آن بر لزوم حمایت احزاب سیاسی آمریکا از ادامهٔ گفت‌وگوهای هسته‌ای و رسیدن به یک توافق جامع با ایران تأکید کرد. او در این مصاحبه گفت که گزینه‌های دیگر آمریکا، از جمله حملهٔ نظامی به ایران، گزینه‌هایی پرهزینه خواهند بود.