لغت نامه دهخدا
ابغض. [ اَ غ َ ] ( ع ن تف ) دشمن تر. مکروه تر:
تا توانی پا منه اندر فراق
ابغض الاشیاء عندی الطلاق.مولوی.
ابغض. [ اَ غ َ ] ( ع ن تف ) دشمن تر. مکروه تر:
تا توانی پا منه اندر فراق
ابغض الاشیاء عندی الطلاق.مولوی.
مکروه تر، دشمن تر
دشمن تر مکروه تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا احب لله آید نام من تا که ابغض لله آید کام من
💡 گفتمش «بگذر ز آئین فراق ابغض الاشیاء عندی الطلاق»
💡 قال النبی: «انّ ابغض الرجال الی اللَّه الالدّ الخصم».
💡 یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ الآیة..: بیان حکم طلاقست و هر چند که طلاق در شرع مباحست، اللَّه تعالی دشمن دارد زیرا که سبب فراقست. مصطفی (ص) فرمود: «انّ من ابغض الحلال الی اللَّه الطّلاق»
💡 تا بکی جویی ز وصل ما فراق ابغض الاشیاء عندی الطلاق
💡 تا که ابغض لله آیی پیش حق تا نگیرد بر تو رشک عشق دق