کنیه ابواحمد در منابع تاریخی و رجالی، بر شخصیتهای برجسته و تأثیرگذاری در سدههای نخستین اسلامی اطلاق شده است که هر یک در حوزه دانش یا جایگاه اجتماعی خود دارای شهرت بودهاند. یکی از این چهرهها، سید ابواحمد موسوی، حسین بن موسی علوی، است که به دلیل نقش محوریاش در نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری اهمیت مییابد. ایشان نقیبِ نقبای طالبین بود و به عنوان پدر شریف رضی و سید مرتضی علمالهدی، از ستارگان علمی شیعه، میراثدار جایگاهی رفیع در سادات علوی محسوب میگردد.
در حوزههای دانش حدیث و لغت، ابواحمد عسکری، حسن بن عبدالله بن سعید (متوفی ۳۸۲ق)، به عنوان ادیبی ایرانی، لغتشناسی چیرهدست و محدّثی موثق شناخته میشود. همچنین، ابواحمد ابن عدی، عبدالله بن عدی بن عبدالله جرجانی (متوفی ۳۶۵ق)، که در فن رجال و حدیث فعالیت داشت، از دیگر شخصیتهای علمی با این کنیه است که آثار و روایاتش در کتب حدیثی مورد استناد قرار گرفته است. این افراد نمونههایی از دانشمندان ایرانی در آن دوران هستند که با تخصص خود به غنای فرهنگ اسلامی افزودند.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به ابن عدی عبداﷲ... شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) کنیت ابن کرنیب. رجوع به ابن کرنیب ابواحمد یا ابوالحسن... شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ] ( اِخ ) رجوع به ابن مرزبان عبدالرحیم بن علی شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ]( اِخ ) کنیت بشربن المرثدی. رجوع به مرثدی... شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ] ( اِخ ) رجوع به حسن بن عبداﷲبن سعید العسکری شود.
ابواحمد. [اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به حسین بن بلال بن ازهر شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ]( اِخ ) رجوع به حسین بن موسی بن محمدبن موسی... شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به خلف بن احمد شود.
ابواحمد. [اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به سلیمان بن ابی الحسن شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) عباس بن حسن. رجوع به عباس بن حسن ابواحمد شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ )رجوع به عبدالصمدبن ابراهیم بن الخلیل بغدادی شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) عبدالعزیزبن یحیی الجلودی. رجوع به جلودی عبدالعزیز... شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن یزداد. او کتاب تاریخ پدر خویش ابوصالح عبداﷲ را تمام کرد تا سنه 300 هَ. ق.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) عبداﷲ منصوربن مستنصر. سی وهفتمین خلیفه عباسی ملقب به مستعصم. رجوع به مستعصم باﷲ شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به عبیداﷲ طاهری ابن عبداﷲبن طاهربن الحسین بن مصعب رزیق ماهان شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به قاسم بن المظفربن علی بن القاسم الشهرزوری شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به محمدبن عبدالنبی بن عبدالصانع نیشابوری شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به محمدبن محمودبن سبکتکین شود.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) کنیت الموفق طلحه، برادر المعتمد خلیفه عباسی. آنگاه که معتمد در لذات و ملاهی منهمک گشت طلحه زمام امور به دست گرفت و تا سال 278 هَ. ق. بزیست.
ابواحمد. [ اَ اَ م َ ] ( اِخ ) یحیی بن علی. رجوع به بنومنجم شود.
سی و هفتمین خلیفه عباسی ملقب به معتصم
[ویکی فقه] ابواحمد (ابهام زدایی). ابواحمد ممکن است اسم یا کنیه برای اشخاص ذیل باشد: • ابواحمد موسوی، حسین بن موسی علوی، ابواحمد موسوی، نقیب نقبای طالبیین در نیمه دوم قرن چهارم، پدر شریف رضی و سیدمرتضی علم الهدی• ابواحمد عسکری، حسن بن عبدالله بن سعید (۲۹۳-۷ ذیحجه ۳۸۲ق/۹۰۶- فوریۀ ۹۹۳م)، لغت شناس، ادیب و محدّث ایرانی• ابواحمد ابن عدی، عبدالله بن عدی بن عبدالله جرجانی (۲۷۷- ۳۶۵ق /۸۹۰ -۹۷۶م )، رجالی و محدّث • ابواحمد جلودی، عبدالعزیز بن یحیی بن احمد بصری، از بزرگان شیعه در قرن سوم و اوایل قرن چهارم
...