لغت نامه دهخدا
اذکر. [ اَ ک َ ] ( ع ن تف ) تیزتر. احد. تندتر. اشد. || کارگزارتر. کاربرتر. رسا. شهم ماضی در امور. ( منتهی الارب ).
اذکر. [ اَ ک َ ] ( ع ن تف ) تیزتر. احد. تندتر. اشد. || کارگزارتر. کاربرتر. رسا. شهم ماضی در امور. ( منتهی الارب ).
تند تر کارگزار تر
[ویکی الکتاب] معنی ذَا ﭐلْکِفْلِ: نام یکی از پیامبران الهی علیهم السلام (در روایتی از امام جواد آمده است:خدای عز و جل صد و بیست و چهار هزار پیغمبر فرستاد که سیصد و سیزده نفر آنان مرسل بودند(بقیه دین وشریعت دیگر پیامبران را تبلیغ می کردند)، و ذو الکفل یکی از آن مرسلین است که بعد از...
ریشه کلمه:
ذکر (۲۹۲ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوله تعالی: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ تقدیره: اذکر اذا وقعت الواقعه ای قامت القیامة و نزلت صیحتها و هی النفخة الاخیرة، هذا کقوله: فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ و کقوله: إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ وَ إِنَّ الدِّینَ لَواقِعٌ.
💡 و قال تعالی «و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال».
💡 ... «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسِیتَ» قال عکرمة معناه: اذکر ربّک اذا غضبت.
💡 «وَ إِسْماعِیلَ» یعنی و اذکر اسماعیل، هو ابن ابراهیم. «وَ إِدْرِیسَ» هو اخنوخ.
💡 وَ یَوْمَ یُنادِیهِمْ ای اذکر یوم ینادی اللَّه الکفّار نداء تقریع و توبیخ، فَیَقُولُ ما ذا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِینَ الّذین ارسلتهم الیکم حین دعوکم الی توحیدی و عبادتی.
💡 و روی أن ابا ثعلبة الخشنی جاء الی النّبی (ص): فقال یا رسول اللَّه ان ارضنا ارض صید، فأرسل سهمی و اذکر اسم اللَّه، و أرسل کلبی المعلم، و اذکر اسم اللَّه، و أرسل کلبی الذی لیس بمعلم. فقال النّبی (ص): «ما حبس علیک سهمک، و ذکرت اسم اللَّه فکل، و ما حبس علیک کلبک المعلم و ذکرت اسم اللَّه فکل، و ما حبس علیک کلبک الّذی لیس بمعلم، و أدرکته ذکاته فکل، و ان لم تدرک ذکاته فلا تأکل».