لغت نامه دهخدا
ایباد. ( ع مص ) جدا ساختن. مأخوذ از وبد است. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).
ایباد. ( ع مص ) جدا ساختن. مأخوذ از وبد است. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).
💡 مکتوبم اگر میبری ایباد روان باش کاینک من و جان از پی مکتوب رسیدیم
💡 الا ایباد روحانی ببر زینماه زندانی بنزد پیر کنعانی خبر از کید اخوانش
💡 سردی مکن ایباد بهاری بگذار تا لاله و کل بشکفد از خاره و خار
💡 مکن ایباد پریشان سر زلفش زنهار که بهر حلقه از اندام گرفتارانند