اعتق

لغت نامه دهخدا

اعتق. [ اَ ت َ ] ( ع ن تف ) عتیق تر. قدیم تر. کهن تر. دیرینه تر.
- امثال:
اعتق مِن بُر. ( مجمع الامثال میدانی )؛ قدیم تر از گندم.

جمله سازی با اعتق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی ابو هریرة قال: سمعت رسول اللَّه (ص) یقول: «من اعتق «رقبة» مؤمنة اعتق اللَّه بکلّ عضو منه عضوا من النّار حتّی یعتق فرجه بفرجه».

💡 و قال مقاتل: هذا فی امرا لجنّ و الشیاطین، ای اعتق من الجنّ من شئت و احبس من شئت بغیر اثم علیک.