اشک راندن

لغت نامه دهخدا

اشک راندن. [ اَ دَ ] ( مص مرکب ) گریستن: هَطْل؛ اشک راندن چشم. ( منتهی الارب ):
در این افسانه شرطست اشک راندن
گلابی تلخ بر شیرین فشاندن.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اشک ریختن گریستن.

جمله سازی با اشک راندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درین افسانه شرطست اشک راندن گلابی تلخ بر شیرین فشاندن

وکیل مدافع یعنی چه؟
وکیل مدافع یعنی چه؟
استرالیا یعنی چه؟
استرالیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز