استاد شهید
لغت نامه دهخدا
استاد شهید. [ اُ ش َ ] ( اِخ ) شهید بلخی شاعر مشهور عهد سامانی:
استادشهید زنده بایستی
وآن شاعر تیره چشم روشن بین
تا شاه مرا مدیح گفتندی
بالفاظ خوش و معانی رنگین.دقیقی.وآنگاه که شعر پارسی گوئی
استاد شهید میر بونصری.منوچهری.و رجوع به شهید... شود.
فرهنگ فارسی
شهید بلخی شاعر مشهور عهد سامانی
جمله سازی با استاد شهید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنابر مقدمهٔ خود کتاب (چاپ سیام)، به قلم «شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهری» مجموعهٔ مزبور پس از درگذشت آقای مطهری به چاپ رسید.
💡 وانگاه که شعر پارسی گویی استاد شهید و میر بونصری
💡 بسیاری از دانشجویان دوران تحصیل خود، از آموزههای ارزشمند و اخلاق والای آن استاد شهید بهرهمند شدند که جان خود را در راه وطن فدا کرد.
💡 در مراسم بزرگداشتی که برای بزرگداشت آن استاد شهید برگزار شد، سخنرانان به نقش مؤثر ایشان در تربیت نسلهای جدید و گسترش دانش علمی پرداختند.
💡 کتابی که توسط پژوهشگران جوان نوشته شده است، به بررسی دقیق زندگی علمی و فعالیتهای اجتماعی آن استاد شهید در دوران حساس تاریخی کشور میپردازد.