اروان
لغت نامه دهخدا
اروان. [ اَرْ ] ( اِخ ) چاهی است در مدینه، و آنرا ذَروان و ذواَروان هم گفته اند و همه در حدیث یاد شده. ( معجم البلدان ).
اروان. [ اِرْ ] ( اِخ ) اِروآن. پسر ارشک چهارمین پادشاه ارمنستان از سلسله اشکانی که 21 سال سلطنت کرد. ( ایران باستان ص 2597 ). || پنجمین پادشاه از شاخه دوم سلسله اشکانیان ارمنستان در 68 م. ( ایران باستان ص 2636 از سن مارتن ).
اروان. [ اِرْ ] ( اِخ ) شهری در قفقازیه که اکنون ایروان گویند.
فرهنگ فارسی
شهری در قفقازیه ایروان
فرهنگ اسم ها
اسم: آروان (پسر) (لری) (تلفظ: ārvān) (فارسی: آروان) (انگلیسی: arvan)
معنی: آرین، آریایی، ایرانی، آرین ( ایرانی، ایران )، ( اَعلام ) ) نام روستایی در قزوین، ) نام یکی از طایفه های لرستان
جمله سازی با اروان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تپه کهنه قبرستان اروان ۲ مربوط به هزاره اول است و در شهرستان بوئینزهرا، بخش آوج، روستای اروان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۵۷۷۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 رافائل دومجان در طول این سفر پژوهشی دور دنیا، در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ مدیریت پلنتسولار را برعهده داشت. پاتریک مارچزو از موناکو تا نومئا و اروان له روزیک در طول مسیر برگشت، هدایت کشتی را بر عهده داشتند. در طول این سفر، قایقرانی به نام جنز لنگواسر و یک مهندس برق به نام کریستیان اوشنباین آنها را همراهی کردند.