نوا طراز

لغت نامه دهخدا

نواطراز. [ ن َ طِ / طَ ] ( نف مرکب ) نواسنج. نواشناس. نواگر. ( آنندراج ). مغنی. مطرب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نوا سنج. نوا شناس. نوا گر. مغنی. مطرب.

جمله سازی با نوا طراز

💡 خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را نغمهٔ تازه یاد ده مرغ نوا طراز را

💡 نالید تا به حوصلهٔ آن نوا طراز خون گشت نغمه و ز دو چشمش فرو چکید