نیک رو. ( ص مرکب ) خوش رو. زیبارو. || خندان. بشاش. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیک رو. [ رَ / رُ ] ( نف مرکب ) رهوار. هملاج. ( یادداشت مؤلف ). اسب خوش راه. ( ناظم الاطباء ). جواد. ( مهذب الاسماء ):
زپویندگان هرکه بد نیک رو
خورش کردشان سبزه و کاه و جو.فردوسی.امیر گفت... اسبی نیک رو از آخر خیلتاش را باید داد. ( تاریخ بیهقی ).
زیبارو، خوش رو.
نیک رونده، خوش رو، خوش راه.
( صفت ) نیک رونده خوش رو: (( جواد اسب نیک رو. ) )
اسم: نیک رو (دختر) (فارسی) (تلفظ: n.-ru) (فارسی: نيکرو) (انگلیسی: nik-ru)
معنی: خوش رو، زیبارو، خندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو بظاهر نیک باش و نیک رو تا بباطن تو شوی معنی شنو
💡 با مدعی ای نیک رو طفلی ز تو نبود نکو افسانه در محفل مگو پیمانه در گلشن مزن
💡 بالوک اولین بار در ۱۹۷۳ میلادی به دنبال نامزدی برای ممیزی حسابهای عمومی بود. مدت کوتاهی پس از آن متصدی هشتاد ساله، رابرت اس. کالورت با سنجش قدرت بالوک، از رقابت عقب نشست. بالوک در نوامبر ۱۹۷۴ میلادی انتخابات عمومی را برنده شد و نیک رو جمهوریخواه، اسیر سابق جنگ ویتنام را شکست داد. بالوک ۱٬۰۹۹٬۵۵۹ رأی (۷۱٫۶۱٪) را در مقابل ۴۱۹٬۶۵۷ رأی روی (۲۷٫۳۳٪) جمعآوری نمود.
💡 همه پارسا و همه نیک رو همه نیک رفتار و هم نیک خو