فلک فرسای

لغت نامه دهخدا

فلک فرسای. [ ف َ ل َ ف َ ] ( نف مرکب ) فرساینده آسمان. آسمان خراش. ( یادداشت مؤلف ). هرچه از رفعت و بلندی مرتبه به آسمان رسد: بنابر آنکه در جنگ بدر از رکاب فلک فرسای تخلف نموده بودند در این باب الحاح و مبالغه تمام به جای آورند. ( روضة الصفا ).

فرهنگ فارسی

فرساینده آسمان. آسمان خراش

جمله سازی با فلک فرسای

💡 پیل با او بس نیاید زآن که وقتِ امتحان کودکی بر سازد از پیرِ فلک فرسای می

💡 تاج شاهی لازم فرق فلک فرسای اوست بهر این معنیست گر پیوسته سر با افسرست