لغت نامه دهخدا
( موی آر ) موی آر. ( نف مرکب ) که موی آرد. که دارای موی شود. که موی بر خود برویاند. ( یادداشت مؤلف ). موی دار و پوشیده شده از موی دراز. ( ناظم الاطباء ).
( موی آر ) موی آر. ( نف مرکب ) که موی آرد. که دارای موی شود. که موی بر خود برویاند. ( یادداشت مؤلف ). موی دار و پوشیده شده از موی دراز. ( ناظم الاطباء ).
( موی آر ) که موی آرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از کمند کهکشان برنای بیند پالهنگ یک سر موی ار ز فرمان آسمان گردن کشد
💡 چو روی نکو داری انده مخور که موی ار بیفتد بروید دگر