موشم

لغت نامه دهخدا

موشم. [ ش ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ایشام. جایی که آغاز در برآوردن گیاه می کند. ( ناظم الاطباء ). مرعی موشم؛ چراگاهی که گیاهان آن رسیده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || موی سفید افزون شونده. || عیب ناک کننده ناموس کسی را. عیب کننده و دشنام دهنده. ( از اقرب الموارد ). دشنام دهنده. || برق اندک درخشنده. ( آنندراج ). || نگرنده. ( آنندراج ).
موشم. [ م ُ وَش ْ ش َ ] ( ع ص ) جای گیاه ناک. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با موشم

💡 منظرم دیوار و موشم مونس و کیکم ندیم باد زن آه پیاپی‌، شمع سوز جان بود

ایت یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز