لغت نامه دهخدا
( منتخبة ) منتخبة. [ م ُ ت َ خ َ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث منتخب. ( اقرب الموارد ). رجوع به منتخب شود.
( منتخبة ) منتخبة. [ م ُ ت َ خ َ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث منتخب. ( اقرب الموارد ). رجوع به منتخب شود.
( اسم ) مونث منتخب
💡 اسامی این هیئت ۲۰ نفری نشان میدهد که هم «هیئت مرکزی» متشکل شده در باکو و هم کمیته هفت نفری منتخبه در کنفرانس تاشکند، در تدارک کار کنگره اول فرقه کمونیست ایران سهم به سزایی داشتهاند.