مزیدی

لغت نامه دهخدا

مزیدی. [ م َزْ ی َ ]( اِخ ) شیخ رضی الدین ابوالحسن علی بن الشیخ سعید جمال الدین احمدبن یحیی المزیدی الحلی ملقب به ملک الادباءفقیهی فاضل بود. ذکر او دائماً در اجازات علما با شیخ زین الدین ابوالحسن علی بن احمدبن طراد المطار آبادی می آید، چنانکه صاحب مجالس المؤمنین آورده این دو نفر از شاگردان علامه حلی بوده اند و از وی و از تقی الدین حسن بن داود و صفی الدین محمدبن معد موسوی روایت میکنند. وی استاد شهید اول است و شهید او را به عنوان امام علامه و ملک الادباء و عزة الفضلاء یاد میکند. مولی نظام القرشی او را رضی الدین و از مشایخ امامیه خوانده است. ( از روضات الجنات ص 398 ). و رجوع به ابوالحسن علی بن سعید احمدبن یحیی رضی الدین المزیدی و نیز رجوع به علی بن سعیدبن احمدبن یحیی مزیدی حلی شود.

فرهنگ فارسی

شیخ رضی الدین ابوالحسن

دانشنامه عمومی

مزیدی یا به گویش اهالی روستا مزیری، روستایی از توابع بخش باینگان شهرستان پاوه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان شیوه سر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۰ نفر ( ۴۵خانوار ) بوده است.

جمله سازی با مزیدی

💡 محمدمهدی سیار شاعر تمامی قطعات این آلبوم‌می‌باشد؛ و فرید سعادتمند، هومن نامداری، علی مزیدی و میلاد بیضا تنظیم‌کنندگان این آلبوم هستند.

💡 دهستان شیوه‌سر: که شامل روستاهای اریت، بانه وره، بله‌ای، ساتیاری، لاران علیا و لاران سفلی، مزیدی میرعبدلی، زرین چیا میوان

💡 گر نباشد در چنین حالت مزیدی مر ترا عارضی بس باشدت بر لشکر میر متین

💡 هر چه وی خراب کند رحمت وی در آید، و آبادان گرداند. هر چه وی بغارت برد، تیغ غفران از وی واستاند، و مزیدی بر سر نهد.

💡 همت خاقانی است طالب چرب آخوری چون سر کوی تو هست نیست مزیدی بر این

💡 اهالی این روستا از عشایر فارس ایل خمسه؛ طایفه مزیدی؛تیره شیرازی که به دامداری مشغول هستند.