گنونی

لغت نامه دهخدا

گنونی. [ گْنو / گ ِ ] ( اِخ ) یکی از خانواده های ایرانی در زمان اشکانیان که طبق روایت فوستوس، ارشک ( اواسط قرن چهارم م. ). ریاست عالیه امور را بدانان واگذار کرد. ( از ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ترجمه رشید یاسمی چ 2 ص 37 ).

جمله سازی با گنونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داویت ساهارونی (به ارمنی: Դաւիթ Սահարունի) یکی از فرماندهان نظامی ارمنی و مرزبان ارمنستان در زمان اشغال بیزانس بود. او پس از مژژ دوم گنونی و پیش از تئودور رشتونی این مقام را بر عهده داشت.