گل در چمن

لغت نامه دهخدا

گل در چمن. [ گ ُ دَ چ َ م َ ] ( اِ مرکب ) اسفناج سرخ کرده به روغن که بر روی آن تخم مرغ شکنند. بورانی اسفناج که بر آن تخم مرغ شکنند. طعامی از اسفناج سرخ کرده که بر آن تخم مرغ شکنند. آنرا نرگسی هم گویند. ( یادداشت بخط مؤلف ).، گلدرچمن. [ گ ُ دَ چ َ م َ ] ( اِخ ) نامی از نامهای زنان سیاه. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نوعی حلوا. طرز تهیه شربت قند را قوام آورده و سرد کنند. سپس با قدری قند ساییده هم زنند تا سفید شود و جای دندان در آن بماند. آنگاه پسته یا بادام خلال کرده را بمقدار زیاد در آن ریزند و هم زنند و چون نیم گرم شود از آن گلوله سازند و روی سینی چرب پهن کنند و ببرند. ۲ - اسفناج سرخ کرده بروغن که بروی تخم مرغ شکنند بورانی اسفناج. ۳ - نامی از نامهای زنان سیاه.
نامی از نامهای زنان سیاه.

جمله سازی با گل در چمن

💡 جز روی ویس رامین گل در چمن نبیند پیش عقیق شیرین قدر شکر نباشد

💡 ز هجر روی تو گل در چمن نمی‌شکفد بیابیا و برافکن نقاب خنده گل

💡 درین باغ رنگین چو پر تذرو نه گل در چمن ماند خواهد نه سرو

💡 نوروز علم برزد و گل در چمن آمد خورشید سفر کرده ی من در وطن آمد

💡 شکست رونق گل در چمن از آن ساعت که دلبرم رخ زیبا به گلستان آورد

💡 روند در سر گل در چمن پری رویان بدان صفت که رود بر سر ستاره سروش