لغت نامه دهخدا
کریث. [ ک َ ] ( ع ص ) بددل در امور. یقال انه لکریث الامر اذا کعّ و نکص. ( منتهی الارب ). || امر کریث؛ کار در اندوه اندازنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
کریث. [ ک َ ] ( ع ص ) بددل در امور. یقال انه لکریث الامر اذا کعّ و نکص. ( منتهی الارب ). || امر کریث؛ کار در اندوه اندازنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
💡 الهیدان مسیحی آلیستر مک کریث مینویسد که دلایل روشنی حاکی از مسلّم بودن مفهوم خدای شخصوار در بینش مسیحی وجود دارد اما باید دانست که این در حقیقت یک قیاس است. «بیان اینکه خدا شبیه یک شخص است برای نشان دادن توان و اشتیاق الهی برای ارتباط با دیگران است. این نکته مستلزم انسان بودن خدا یا قرار گرفتن او در نقطهٔ خاصّی از جهان نیست.»