لغت نامه دهخدا
چکامه سرای. [ چ َ م َ / م ِ س َ ] ( نف مرکب ) چکامه سرا. سراینده چکامه. آن کس که چامه و قصیده سراید. شاعر چامه سرا. و رجوع به چکامه سرایی شود.
چکامه سرای. [ چ َ م َ / م ِ س َ ] ( نف مرکب ) چکامه سرا. سراینده چکامه. آن کس که چامه و قصیده سراید. شاعر چامه سرا. و رجوع به چکامه سرایی شود.
( چکامه سرا ی ) ( صفت ) ۱ - قصیده سرا. ۲ - شاعر.
💡 آثار باستانی به جامانده از تبس میرساند که این شهر در نقطهٔ والایی از تمدن در مصر باستان بودهاست. هومر چکامه سرای یونانی در ایلیادش توانگری تبس را ستودهاست.
💡 البته بعدها، شماری از مردم سیراکوز که نسبت به اوری پید شاعر و چکامه سرای مشهور آتنی، دلبستگی و محبت داشتند، برخی از اسیران آتنی را آزاد نمودند و بدانان کمک کردند تا به آتن بازگردند.