لغت نامه دهخدا
پشاور. [ پ ِ وَ ] ( اِخ ) نام شهری از هندوستان ( در قسمت پاکستان کنونی )در ایالت شمال غربی. این شهر چون در معبر هند به افغانستان قرار دارد موقع نظامی آن مهم است. سکنه آن بالغ بر 105 هزار تن است و آنرا پیشاور نیز نامند.
پشاور. [ پ ِ وَ ] ( اِخ ) نام شهری از هندوستان ( در قسمت پاکستان کنونی )در ایالت شمال غربی. این شهر چون در معبر هند به افغانستان قرار دارد موقع نظامی آن مهم است. سکنه آن بالغ بر 105 هزار تن است و آنرا پیشاور نیز نامند.
💡 اکثریت اعضای تیم ملی باسکتبال افغانستان بعد از داخل شدن قشون سرخ. افغانستان را ترک کردن که ازآن جمله دکتر فرید نعیم، تیمورشاه انوریار، محمدیوسف فرید، سید منصور رایق،علیشاه نوابی،در سال 1980 افغانستان را ترک نموده به پشاور رفته وازآنجا درثایر ممالک جهان پنهاگزین شدن.
💡 در تابستان آب رود کابل کم میشود ولی در زمستان دارای آب زیاد میباشد. این رود حدود ۲۵ کیلومتر سرحد بین پاکستان و افغانستان را تشکیل میدهد. رود کنر در حصه نورستان با رود مستوچ یکجا میشود از که یخچالهای کوه چیانتر چترال منشأ میگیرد. در حصه جلالآباد با رود کابل ملحق میشود. دولت پاکستان در ۲۰ کیلومتری شهر پشاور سد را بنام ورسک بالای این رودخانه بنا نمودهاست. در حصه اتک با رود سند یکجا میشود.
💡 اعضای «راوا» موفق شدند برای اولین بار در پشاور تظاهراتی را علیه گروههای جهادی و طالبان برگزار کنند. از همینروی دو بار صف تظاهرات شان مورد حمله طالبان قرار گرفت که به زخمی شدن چندین عضو شان انجامید.
💡 لهیب سرانجام به کاروان بیبرگشت یاران همقطار رزم و شعر چون عبدالاله رستاخیز، داوود سرمد، انیس آزاد، بشیر بهمن، سیدال سخندان، احمد دهزاد، احمد سلطان سهراب و هزاران جانباخته دیگر پیوست که توسط حزب دموکراتیک خلق و باند حزب اسلامی افعانستان در پولیگونهای پلچرخی، صدارت و شمشتوی پشاور شکنجه و زنده به گور شدند.