پرندو

لغت نامه دهخدا

پرندو. [ پ َ رَ ] ( ق مرکب ) شعوری گوید( ج 1 ص 245 ): ترخیم لفظ پرندوش است بمعنی پریشب.

جمله سازی با پرندو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سنگ کوه و، خاک صحرایش بپا؛ چون پرندو پرنیان آید همی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران