لغت نامه دهخدا
پائین شهر. [ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است به سه فرسنگ ونیمی شمال و مغرب میناب.
پائین شهر. [ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است به سه فرسنگ ونیمی شمال و مغرب میناب.
قریه ای است بسه فرسنگ و نیمی شمال و مغرب میناب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در سال ۱۳۳۵ هجری شمسی از دنیا رفت مقبره وی در قبرستان پائین شهر زنجان میباشد. مقبره وی تاکنون چندین بار توسط سید حسن ابطحی مرمت و بازسازی شده و اکنون زیارتگاه مشهوری در زنجان است.
💡 زن جوانی پس از مرگ همسرش برای گذران زندگی گارسون یک کافهٔ پائین شهر میشود. او در آنجا مورد توجه دو جاهل قرار میگیرد که از دیرباز با یکدیگر رقابت دارند. وجود زن رقابت آن دو را به مبارزهای سخت میکشد و سرانجام آن که انسان تر و آرامتر است با زن ازدواج میکند و زندگی تازهای به او میبخشد.
💡 کریمی با این فیلم زندگی مردمان پائین شهر را (نه آنطور که در فیلمهای ملک مطیعی یا فردین ترسیم میشد) به تصویر کشید و روابط یک خانواده را محور کار قرار داد. توجهی که او به ریزه کاریها و ظرایف نشان داده از درشکهچی یک فیلم غیر متعارف ساختهاست. علت اصلی توفیق کریمی را در این فیلم و چند اثر دیگرش باید در نوع طنزی که ارائه میدهد جستجو کرد.