لغت نامه دهخدا
هم کالبد. [ هََ ب َ / ب ُ ] ( ص مرکب ) هم اندازه. هم هیکل. دارای جسم متساوی یا متشابه:
چون زرد خیار کنج گردد
هم کالبد ترنج گردد.نظامی.
هم کالبد. [ هََ ب َ / ب ُ ] ( ص مرکب ) هم اندازه. هم هیکل. دارای جسم متساوی یا متشابه:
چون زرد خیار کنج گردد
هم کالبد ترنج گردد.نظامی.
هم اندازه هم هیکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون زرد خیار کنج گردد هم کالبد ترنج گردد
💡 چنان زد بر او ناچخ نه گره که هم کالبد سفته شد هم زره