مبر

مبر به عنوان یک واژه در زبان فارسی به معنای بیشتر از یا فوق است که در ترکیب‌های مختلف کاربرد دارد. این واژه به نوعی نشان‌دهنده برتری یا مزیت نسبت به چیزی دیگر است و در مواردی نظیر توصیف ویژگی‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زبان فارسی، استفاده از واژه‌هایی که مفهوم برتری را منتقل می‌کنند، به تقویت بیان و رساندن پیام مؤثرتر کمک می‌کند. به عنوان مثال، در یک متن علمی یا ادبی، ممکن است از واژه "مبر" به عنوان صفتی برای توصیف یک ویژگی خاص استفاده شود که نشان‌دهنده برتری یا کیفیت بالای آن موضوع است. همچنین، این واژه می‌تواند در زمینه‌های مختلفی از جمله فلسفه، علم، ادبیات و هنر به کار رود و به نوعی به ارتباطات میان مفاهیم و ایده‌ها عمق بیشتری ببخشد. از این رو، درک و استفاده صحیح از واژه "مبر" می‌تواند به بهبود و غنای متن کمک کند و به خوانندگان این امکان را بدهد که بهتر و عمیق‌تر با مفاهیم مرتبط ارتباط برقرار کنند. در نهایت، واژه مبر به عنوان یک ابزار زبانی، نقش بسزایی در انتقال معانی و پیام‌ها ایفا می‌کند و به ما کمک می‌کند تا بتوانیم احساسات و اندیشه‌های خود را به شکل مؤثرتری بیان کنیم.

لغت نامه دهخدا

مبر. [ م ُ ب ِرر ] ( ع ص ) ضابط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). انه لمبر بذلک؛ ای ضابط له کذا فی المحکم. ( تاج العروس ). || قوی و توانا. || دوراندیش وخردمند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || غالب بر قوم. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
مبر. [ م ُب ْ ب َ ] ( ع اِ ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل «مخمل » آورده است. و رجوع به دزی ج 2 ص 567 شود.

فرهنگ فارسی

دزی در قوامیس

جملاتی از کلمه مبر

دست باخود بکار دوست مبر بسوی قبله پا دراز مکن
جمال خویش را تحسین بسی کرد مبر آن ظن که تحسین کسی کرد