فلک پایه

لغت نامه دهخدا

فلک پایه. [ ف َ ل َ ی َ / ی ِ ]( ص مرکب ) بلندپایه. والامقام. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) بلند پایه والا مقام.
بلند پایه. والا مقام

جمله سازی با فلک پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فلک پایه معراج جمال تو گذشت این کجا مرتبه یوسف چاهی باشد

💡 که: ای برتر از نه فلک پایه ات هما پرورش دیده ی سایه ات

💡 قرارگاه تو در زیر خاک خواهد بود تو می بری به فلک پایه بنای که چه؟

💡 ای ملک سایه این چه تعریف است وی فلک پایه این چه تشریف است

💡 بلند است همچون فلک پایه اش پناه غریبان بود سایه اش

💡 وز ساکن آن کاخ فلک پایه که بگذشت افسون بر این عمر گرانمایه که بگذشت