گیاه خوار به موجوداتی گفته میشود که عمدتاً یا به طور کامل از گیاهان و محصولات گیاهی تغذیه میکنند. این اصطلاح میتواند به انسانها و همچنین به انواع مختلفی از حیوانات و موجودات دیگر اشاره داشته باشد.
در مورد انسانها:
گیاه خوار به افرادی اطلاق میشود که رژیم غذایی آنها عمدتاً شامل میوهها، سبزیجات، حبوبات، غلات و مغزها است و از مصرف گوشت و سایر محصولات حیوانی پرهیز میکنند. رژیمهای گیاه خواری در انسانها میتواند به انواع مختلفی تقسیم شود، از جمله وگان، وگتاریان و پسمی-وگتاریان. بسیاری از انسانها به دلایل سلامتی به این نوع تغذیه روی میآورند، زیرا این رژیم میتواند به تأمین ویتامینها و مواد معدنی ضروری کمک کند و خطر بیماریهای مزمن را کاهش دهد.
در مورد حیوانات:
گیاه خوار به گونههایی اشاره دارد که به طور طبیعی برای تأمین انرژی و مواد مغذی خود از گیاهان تغذیه میکنند. این شامل انواع مختلفی از حیوانات میشود، از جمله: پستانداران مانند گاو، گوسفند، و خرگوش، پرندگان مانند مرغ و کبوتر و حشرات مانند برخی از موریانهها و پروانهها.
گیاه خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) گیاخور. خورنده گیاه. آنکه گیاه و علف خورد. رجوع به گیاخوار شود: شاه جانوران گوشت خوار باز است و شاه چهارپایان گیاه خوار اسب است. ( نوروزنامه ). || ( اِ مرکب ) مرتع. آنجا که چارپایان بچرند و علف خورند: پارس سربسر چندانک دره ها و قهستانها است جمله گیاه خوار است. ( فارسنامه ابن بلخی ص 155 ). به تابستان و زمستان از جای بجای همی گردند بر گیاه خوارها و هواهایی که خوشتر بود. ( حدود العالم ). زمستان در شهر شدندی و تابستان به صحرا، و گیاه خوارها جای گرفتندی و کشت ایشان جز گاورس نبود. ( مجمل التواریخ و القصص ص 100 ). چون ربیع بودی به گیاه خوار از آنجا برفتندی. ( ابوالفتوح ج 5 ص 61 ). رجوع به گیاخوار شود.
هر جانوری که انرژی مورد نیاز خود را با مصرف گیاهان به دست آورد، خورندۀ گیاه، علف خوار.
۱ - ( صفت ) خورند. گیاه. ۲ - جانوری که خوراکش منحصرا گیاهان و علفها باشد علف خوار جمع: گیاه خواران. یا گیاه خواران. ( جمع گیاه خوار ) جانورانی که منحصرا تغذی. آنها از انساج گیاهی باشد از قبیل دامها و انواع گوزنها و آهو ها و برخی حشرات علف خواران. ۳ - ( اسم ) علف زار مرتع: چون ربیع بودی بگیاه خوار از آنجا برفتندی.
{vegetarian} [تغذیه] فردی که به هر دلیل از خوردن گوشت و فراورده های گوشتی پرهیز می کند