واژۀ یُأس در زبان عربی بهصورت اسم و صفت بهکار میرود و بهمعنای ناامیدی و قطع امید کردن است. این کلمه در منابع لغوی کلاسیک همچون ناظمالاطباء، منتهی الارب، مهذبالاسماء و آنندراج با تعابیری چون مرد نومید و نومید ثبت شده و حالتی را توصیف میکند که فرد بهکل از رسیدن به آرزو یا بهبود شرایط، قطع امید کند. ازلحاظ ساختاری، این واژه در شکلهای یَأْس و یَأْسُ و نیز یَأْسو بهصورت مرفوع دیده میشود و در متون ادبی و دینی کهن، بار معنایی شدیدی دارد. برای مثال، در آیۀ ۱۱ سورۀ توبه (قرآن ۹:۱۱) آمده است: «إِنَّهُ لَيَأسٌ كَفُور» که در ترجمههای فارسی به بهراستی او ناامیدی است ناسپاس تعبیر شده و در تفسیر کشفالاسرات (جلد ۴، صفحۀ ۳۵۰) نیز همین معنا تأیید گردیده است.
همچنین در آیۀ ۴۱ سورۀ حجر (قرآن ۴۱:۴۹) عبارت «وَإِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَئُوسٌ قَنُوط» دیده میشود که بیان میدارد: و اگر شر و سختی به او رسد، بسیار ناامید و دلسرد میگردد. این کاربردها نشان میدهد که یُأس در ادبیات قرآنی و متون کهن عربی، حالتی روحی و روانی است که همراه با ناشکیبایی و قطع امید از رحمت الهی تصویر شده و ابعاد اخلاقی و اعتقادی عمیقی را دربرمیگیرد.