لغت نامه دهخدا
ناپیموده. [ پ َ / پ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نامحدود. نامشخص. که پیموده و تحدید نشده است: زمان از دهر به حرکات فلک پیموده است که نام آن روز و شب و ماه و سال و جز آن است و دهر زمان ناپیموده که مر او را آغاز و انجام نیست. ( جامعالحکمتین ص 118 ).