فرهنگ معین
(اِمر. ) ابزاری است که به وسیلة آن پیچ ها را باز می کنند.
(اِمر. ) ابزاری است که به وسیلة آن پیچ ها را باز می کنند.
( اسم ) آلتی است که بوسیل. آن پیچ ها را باز کنند.
پیچ گوشتی یا پیچ کِش یا پیچ گَشتی ابزاری دستی است که با استفاده از خاصیت اهرمی و گشتاوری، در باز و بسته کردن انواع پیچ کاربرد دارد. اولین پیچ گوشتی که دارای دسته برای در دست گرفتن بود در سال های پس از ۱۸۰۰ میلادی اختراع شد.
از اندازه های مختلف این وسیله، بسته به محل و نوع پیچ استفاده می شود.
پیچ گوشتیِ دستی از دو قسمت اصلیِ دسته و میله منتهی به نوک تشکیل می شود. در پیچ گوشتی های دستی، دسته معمولاً به شکل و اندازه ای است که به راحتی در دست جای گیرد. نوک در پیچ گوشتی در انواع مختلف ازقبیل تخت یا پهن ( دوسو )، چهارسو، شش سو، مربعی و… در راستای امتداد دسته وجود دارد.
نوع برقی آن به پیچ گوشتی برقی معروف است که سرهای این پیچ گوشتی را می توان تعویض کرد و میزان کاربریِ آن را افزایش داد.
پیچ گَشتی، صحیح پیچ گوشتی است یعنی ابزاری که برای گشتاور وارد کردن به پیچ استفاده می شود.
ابعاد پیچ گوشتی های چهارسو یا انواع پیچ گوشتی های چهارسو بر اساس شماره پیچ گوشتی
PH0000 = 1. 5mm
PH000 = 2mm
PH00 = 2. 5mm
PH0 = 3mm
PH1 = 4. 5mm
PH2 = 6mm
PH3 = 8mm
PH4 10mm
آچار و پیچ گوشتی از ابزارهای مورد نیاز برای تعمیرات هر وسیله ای می باشند. پیچ گوشتی هایی که خاصیت آهنربایی دارند برای تعمیرات مناسب تر می باشند.
ابزاری است که به وسیلة آن پیچها را باز میکنند.البته نام اصلی این شئ پیچ گشتی به معنای گرداننده پیچ است که به اشتباه پیچ گوشتی رایج شده است.
💡 لزوم استفاده از سه نوع بست (آچار خور، پیچ گوشتی خور، مارپیچ تنظیم) در برجهای خنککننده که به جهت ثابت نگاه داشتن و ایجاد تعادل و تقسیم وزن و با تنظیم جهت سوراخهای بازویی توزیع آب سرعت چرخش کلگی توزیع آب را کنترل و با تقسیم آب به صورت یکنواخت زمان تبادل آبوهوا را بیشتر کرده و در نتیجه راندمان دستگاه بالاتر خواهند برد.
💡 طوریکه اولاً نیکی زنده ماند و فقط در فیلم بر فراز و فردای آبی در نقش سوزان میمیرد و همچنین زن دون در دنیای واقعی پیش افسر پلیسی میرود و به آن افسر میگوید که من قرار بود زنی را بکشم و وقتی افسر میپرسد با چی میخواستی آن زن را بکشی پیرهنش را بالا میزند و پیچ گوشتی را که در شکمش رفته را نشان میدهد و وقتی افسر میپرسد که چه اتفاقی افتاد، میگوید نمیدانم فکر میکنم هیپنوتیزیم شدم و این همان اعتقاد به بالاتر از واقعیت است یعنی سوررئال.