نفاط به معنای فردی است که وظیفه استخراج نفت از دل زمین را بر عهده دارد. این افراد به عنوان متخصصان در صنعت نفت شناخته میشوند و نقش مهمی در تأمین انرژی و منابع طبیعی ایفا میکنند. آنها با استفاده از تجهیزات پیشرفته و دانش فنی خود، نفت را از میادین نفتی استخراج کرده و به فرآیندهای بعدی انتقال میدهند. این کار نه تنها نیازهای انرژی جامعه را برآورده میسازد، بلکه به اقتصاد کشورها نیز کمک شایانی میکند. از آنجایی که نفت یکی از منابع اصلی انرژی در جهان است، فعالیت نفاط اهمیت زیادی دارد و در توسعه و پیشرفت صنایع مختلف نقش کلیدی ایفا میکند.
نفاط
لغت نامه دهخدا
نفاط. [ ن َ ] ( ع اِ ) نَفّاط. ( منتهی الارب ). رجوع به نَفّاط شود. || فتیله چراغ. || شمع و مشعل. ( ناظم الاطباء ).
نفاط. [ ن َف ْ فا ] ( ع اِ ) جائی که از آن نفت بیرون آید. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). محل استخراج نفت. ( از اقرب الموارد ). نَفاط. ( منتهی الارب ). || نوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نَفاط. ( منتهی الارب ). || ظرفی است مسی که بدان نفط را اندازند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( ص ) کسی که در نفاط [ ظرف مسی که بدان نفط اندازند ] نفت ریزد. || فروشنده نفت. ( ناظم الاطباء ). || اندازه و پرتاب کننده نفط. ( از اقرب الموارد ). نفت انداز. آتش باز. ج، نَفّاطَة. رجوع به نفاطة شود
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱ - کسی که قاروره های مشتعل نفط ( نفت ) را بسوی دشمن پرتاب میکرد نفت انداز: نفاط برق روشن و تندرش طبل زن دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب. ( رودکی.چا.نف.ج ۳ ص ۲ ) ۹۶۹ - آنکه نفت را مشتعل سازد: هیزم فراوان ( آوردند ) و نفاطان بیامدند و آتش در آن هیزم زدند. ۳ - آنکه نفط ( نفت ) از معدن استخراج کند.
جائی که از آن نفت بیرون آید. محل استخراج نفت. یانوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند. یا ظرفی است مسی که بدان نفط را اندازند. یا کسی که در نفاط نفت ریزد. یا فروشند. نفت.
جملاتی از کلمه نفاط
میدرد میدوزد این خیاط کو میدمد میسوزد این نفاط کو