لغت نامه دهخدا
شاه دیوانه. [ هَِ دی ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) نام زنی دیوانه بزمان ناصرالدین شاه. و «شاه دیوانه » مثلی مبتذل است برای کسی که کار او نه خردمندانه بود. ( یادداشت مؤلف ).
شاه دیوانه. [ هَِ دی ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) نام زنی دیوانه بزمان ناصرالدین شاه. و «شاه دیوانه » مثلی مبتذل است برای کسی که کار او نه خردمندانه بود. ( یادداشت مؤلف ).
نام زنی دیوانه بزمان ناصرالدین شاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طفل نو سلسلهای شوخ تنگ حوصلهای شاه دیوانه و شی ماه مشوش موئی
💡 به نزدیک این شاه دیوانه رو وزین در سخن یاد کن نو به نو
💡 یکی گفت کاین شاه دیوانه شد خرد با دلش سخت بیگانه شد